یه نفس تا پر کشیدن یه کتاب افتاده از رو
روی دیگ داغ کاغذ جوشش چن تا ترانه
روی لب قفل سکوتُ پشت سر هم تازیانه
یه جهان فکر رسیدن تا به آبادی آواز
چن تا زخم زخمه خورده رو تن شورشی ساز
دوتا دشمن جنس آهن با یه زنجیر دور دستا
روی زخمای گذشته رد پای بد تیپا
بوسه ی کفای سنگین روی صورت پشت گردن
واسه فریاد دو واژه از ته حلق تو و من
...
یه دالن پر از جنایت یه طلوع تا آخرین شام
یه قلم با جوهر خون چن قدم تا مرز اعدام
یه لیوان چایی بد رنگ یه قوطی کبریت نم دار
یه پاکت سیگار غربی چن دقیقه تا سر دار
...
یه نفر پاندول ساعت بی تحرک آویزونه
یه نفراز پشت دیوار شعرای اونو می خونه